یک روز جناب فرانتس کافکا نویسنده ی فرانسوی، در حال قدم زدن در پارک، چشمش به دختر بچهای افتاد که داشت گریه می کرد. کافکا جلو میرود و علت گریه ی دخترک را جویا می شود. دخترک همانطور که گریه می کرد پاسخ میدهد: عروسکم گم شده… کافکا با حالتی کلافه پاسخ میدهد: امان از […]

















![با ۱۰ فرار از زندان شگفت انگیز و باورنکردنی در طول تاریخ آشنا شوید [قسمت اول]](https://kamranmozafari.ir/wp-content/uploads/7-119-1024x671.jpg)














